تبليغاتX
نا گفته ها
نا گفته ها
درد دلها ،نوشته ها و نجواهای تنهاييم را با تو شريک خواهم شد!
جمعه 7 آبان1389
(palindrome) يا تقارن ...  

اين جملات انگليسی رو از هر طرف(اول به آخر و آخر به اول)،بخونيد جمله صحیح است و يک معنی ميدهد.
اين صنعت در نثر انگليسی (palindrome) يا معادل فارسيش تقارن،ناميده ميشه.من نمی دونم در
زبان فارسی آيا همچين چيزی داريم يا نه!
البته اين کار شکل عمومی نداره و بيشتر جنبه بازی داره.اما حکايت از ذوق و تسلط نويسنده اون
بر ادبيات انگليسی دارد.

-No,it is opposition.

-Doc,note.I dissent.A fast never parevents a fatness.I diet on cod.

-A man,a plan,a canal , Panama.

-Lewd did I live and avil I did dwel.

-Live not on evil.

-Adam,I'm Ada.

جمعه 11 تیر1389
کمی با ناصرالدين شاه ...  

خاطرت اعتماد السلطنه از درباريان ناصرالدين شاه قاجار؛

-شاه به جبران مشروب خواری ديشب که شب قتل بود سجاده گستراند و مدتی  قرآن به سر
گرفته بودند.بلافاصله بعد از اين عبادت در وقت ناهار برای بدی آب مسکو که نميشود خالی صرف
کرد،به ناچار مشروبات صرف فرمودند.

-شاه باغ اسبدوانی را به حرم تشريف بردند که حرم خر سواری کنند.

-ما از دو سفر فرنگستان و امتيازات مدنی و تربيتی آنان،چيزی که آورده ايم تند راندن کالسکه است

به سبک کالسکه های راه آهن.

-شاه در بيدستان صاحبقرانيه مشغول تحرير بودند.يکی از شاهزاده های طفل با اين بالون های
تازه که با نفس پر ميکنن بازی می کرده است يک وقت  بالون می ترکد و صدای عجيبی می کند.
مثل آن که تپانچه در کردند.چون غفلتن اين صدا بلند شده بود شاه ترسيده بودند.طوري که
تا امروز روده ها و اعضای شکم مبارک درد می کرده است.

-امروز شاه به مدرسه درالفنون تشريف بردند.شنيدم آنچه را شاه طالب است حاضر کرده
بودند.يعنی وجه نقد و شال و اسب و شعبده بازی و موزيک.شاه هم به هيچ يک از اتاق هايی
که درس مختلف می دادند اعتنا نکردند.به همان مجلس شعبده بازی و موزيک تشريف بردند.

-وقت ناهار شاه مقداری شراب سفيد ميل فرمودند.چون کمتر اين کار ميشود تعجب کردم و
فکر کردم حتماً کسالت مزاج دارند.بعد معلوم شد که می خواهند محمد علی سرايدار را سر
ببرند.به جهت قوت قلب شراب خوردند.چهار به غروب مانده سر آن احمق را در حضور شاه بريدند
و از بدن جدا کردند که بالای در بزنند.(1)

-عصر که شاه مراجعت فرمودند مرا احضار کردند.معلوم شد "ببری خان"گربه مخصوص شاه مفقود شده،خاطر همايون پريشان است.

-شاه سر شام فرمودند:من پادشاه بيست کرور رعيت ايران نيستم.بلکه پادشاه چهار صد هزار کرور
شپش و دويست هزار کرور قورباغه و چندين هزار کرور گنجشک و غيره هم هستم.
حکيم الممالک که خيلی احمق است وقتی بيرون آمديم اين فرمايش همايونی را مهم دانست و
می گفت که شاه از اين حرف خيالی داشتند.هرچه خواستم به او بفهمانم که شاه اگر از نوع
ما نيستند از جنس ما هستند.در سر شام چيز های استعمال می کنند،از سر خوشی اين حرف
را زده اند.اما به اين احمق حالی نشد.

توضیح المسایل:

اين خاطرات بر گرفته از کتاب کمی با ناصرالدين شاه،گزيده خاطرات اعتماد السلطنه،
نوشته داوود سالک،نشر چاپار فرزانگان است.
-(1)،اين سرايدار نگون بخت گويا دزدی کرده بود،و شاه در مقابل اقرار خودش قرار شده بود

او را ببخشد!


جمعه 28 خرداد1389
نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه ...  


نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده گرامي مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد.

انگيزه نامه و موضوع آن قلت درآمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است.
اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده.


بسمه تعالي

سر سلسله امرا را كردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در كلك و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملك الملوك كلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در كل ممالك محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در كلك عماد دومم درعالم، درعلم وحكم مسلم كل امم سرسلسله اهل كمالم اما كوطالع كامكار و كو مرد كرم؟

دلمرده آلام دهرم. كوه كوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علي الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس كه مداح که گردم و كرا واسطه كار آرم كه مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد.

مكرر داد كمال دادم و در هر مورد مدح معركه ها كردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مكالمه و كررا سامعه و كور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محك ادراك آورده احساس مس كردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام كالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه حال كه كارهاي همه عكس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد كل معركه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد.

عالم و عام لام و كرام، صالح و طالح، صادر و وارد، كودك و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر كس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و كاك، سركه و ساك، كره و عسل، سمك و حمل، گرمك و كاهو، دلمه و كوكو، امرود و آلو، الي كلم كدو، همه در راه، مكر دعاگو كه در كل محرومم و در حكم كاالمعدوم.

اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر كرم سر كار اعلي كه سرالولد و سرالوالد در او طلوع كرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و كامها روا گردد.

له طول عمر كطول المطر سواء له الدرهم، و كه المدر دهد مرد را كام دل كردگار همه عمر آسوده و كامكار دل آرا همه كار و كردار او ملك در سما مادح كار او طول الله عمره و دمره حاسده، هلك اعدانه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء

توضیح المسایل:منبع عصر ایران